وبلاگ تخصصی مهندسی عمران و مدیریت پروژه

این وبلاگ در جهت ارائه بهترین مطالب کاربردی در زمینه مهندسی عمران و مدیریت پروژه رسما از سال 1383 کار خود را شروع کرده است. امید است در جهت پر بار بودن و بهبود حرکت این وبلاگ از ارائه مطالب مرتبط و نیز نظرات سازنده ما را بی نصیب نگذارید.

انواع ملاتها
ساعت ۳:٤٧ ‎ب.ظ روز ٢٥ خرداد ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

ملاتها داراي انواع گوناگوني به شرح زير مي‌باشند:

ملات گل و كاهگل

ماده چسباننده ملات گل و كاهگل، خاك رس است. پولكهاي خاك رس پس از مكيدن آب به صورت خميري در آمده و دانه‌هاي ماسه خاك را به يكديگر مي‌چسبانند. اين ملاتها از قديمي‌ترين ملاتها هستند و در نخستين ساختمانهايي كه بشر بنا كرده، به كار رفته است. هم اكنون نيز در ساختمانهاي خشتي و گلي و حتي آجري و سنگي بسياري از روستاها اين ملات به كار مي‌رود. براي ساختن ملات گل، آخوره مي‌بندند و در آن آب مي‌اندازند و صبر مي‌كنند تا پولكهاي خاك رس آب بمكند، پس از آن ملات را خوب ورز مي‌دهند و به مصرف مي‌رسانند.

چون ملات گل پس از خشك شدن جمع شده و ترك مي‌خورد، به آن كاه مي‌زنند كه آن را مسلح كرده و از ترك خوردن آن جلوگيري كنند. براي ساختن اين ملات نيز آخوره‌اي از خاك و كاه مي‌سازند و در آن آب مي‌اندازند تا خاك گل شده و كاه خيس خورده و نرم شود. پس از آن ملات را خوب ورز مي‌دهند و به مصرف مي‌رسانند. ملات كاهگل براي اندود ساختمانهاي گلي، زيرسازي اندود گچي و آب‌بندي بام ساختمانها مصرف مي‌شود. ملات كاهگل به علت سبكي وزن، عايق، حرارتي خوبي است و از اين رو در گذشته سقف زيرين شيروانيهاي دو پوشه را با اين ملات از داخل اندود مي‌كردند تا جلو ورود گرما از سقف را بگيرند. چنانچه در آب ملات كاهگل كمي نمك طعام اضافه كنند، به علت خاصيت جذب و نگهداري رطوبت كه در نمك وجود دارد، ملات بيشتر خميري مي‌ماند و بهتر جلو عبور آب را مي‌گيرد، به علاوه از آنجا كه نمك درجه انجماد آب را پايين مي‌آورد، در فصول سرد اين ملات ديرتر يخ مي‌زند، در ساختن كاهگل براي نما بايد از كاه نرم و ريز استفاده كرد. براي ساختن هر مترمكعب كاهگل، حدود 45 تا 50 كيلوگرم كاه لازم است. گل نيمچه كاه داراي كاه كمتري است و براي فرش كردن آجر روي بام در مناطق كم باران به مصرف مي‌رسد. گاهي اوقات به ملاتهاي گلي به منظور آب‌بندي و دوام بيشتر، امولسيون قير اضافه مي‌كنند. افزودن ماسه به ملات گل، سبب كاهش جمع‌شدگي و در نتيجه كاهش ترك‌خوردگي آن مي‌شود. افزودن كمي آهك يا سيمان نيز سبب اصلاح بعضي خاكها مي‌شود.

ملات گل آهك

دو اشكال عمده در ملات گل وجود دارد، يكي انقباض ناشي از خشك شدن و ترك خوردن و ديگري وارفتن ملات در آب و آب‌شستگي، افزودن آهك به خاك، اين دو اشكال را برطرف كرده و آن را تخفيف مي‌دهد. ملات گل‌آهك ملاتي است آبي و براي گرفتن نيازي به دي اكسيد كربن ندارد. سيليس و آلومين خاك رس در صورت وجود آب با آهك تركيب شده و سيليكات و آلومينات كلسيم به وجود مي‌آيد كه در برابر آب‌شستگي و وا رفتن مقاوم هستند. از اين رو براي اينكه ملات گل‌آهك خوب به عمل آيد، بايد مرطوب بماند. ملات گل‌آهك نيز مانند ملات گل از قديم در نواحي روستايي و به ويژه در نقاط مرطوب به كار رفته است. اين ملات در بعضي جاها، ملات حرامزاده يا گل حرامزاده ناميده مي‌شده است. اين ملات چون آبي است براي فرش كردن، آجركاري و سنگ‌كاري مناسب مي‌باشد.

ملات ساروج

پيش از اختراع سيمان، ملات ساروج را براي اندود و آب‌بندي كردن آب‌انبارها و حوضها مصرف مي‌كردند، ولي امروزه مصرف آن بسيار كم شده و ملات سيمان جاي آن را گرفته است. ملاتهاي ساروج مصرفي در ايران به دو گونه تقسيم مي‌شوند: ساروج گرم و ساروج سرد.

ملات ساروج گرم

ساروجهاي گرم در واقع نوعي ملات آهك آبي هستند كه از پختن و آسياب كردن سنگهاي آهكي رس‌دار به دست مي‌آيند و اين نوع ملاتها در جنوب ايران در كناره شمالي خليج فارس به كار مي‌رفته و پس از گذشت سالها در ساختمانهاي دريايي پابرجا مانده‌اند. مشهورترين ساروج از اين نوع متعلق به بندر خمير مي‌باشد.

ملات ساروج سرد

ماده چسباننده اين ملات از اختلاط آهك، خاكستر و آب حاصل مي‌شود، براي قوام و چسبندگي به آن خاك رس مي‌افزايند و ماسه بادي نيز در آن نقش پركنندگي و استخوان‌بندي دارد، براي جلوگيري از ترك‌خوردگي به ساروج، لوئي (پنبه جگن) يا موي بز مي‌زدند. خاكستر داراي مقدار زيادي سيليس غير بلوري است كه به هنگام اختلاط با دوغاب آهك با آن تركيب شده و سيليكات كلسيم به وجود مي‌آيد، ولي اين عمل به كندي پيش مي‌رود و از اين جهت ملات ساروج، كندگير است.

ملات ساروج از اختلاط 10 پيمانه گرد آهك شفكته، 7 پيمانه خاكستر الك شده، يك پيمانه خاك رس، يك پيمانه ماسه بادي، 30 تا 50 كيلوگرم لوئي (براي هر مترمكعب ملات)، آب به قدر كافي و ورز دادن آنها به دست مي‌آيد.

ملات گچ

ملات گچ خالص از پاشيدن گرد گچ در آب و به هم زدن آن به دست مي‌آيد. چنين ملاتي زودگير است و تنها براي كارهايي كه با سرعت انجام مي‌گيرد، مناسب مي‌باشد. براي اينكه بتوان با ملات گچ كار كرد، بايد زمان گيرش آن به تأخير افتد. افزودن خاك رس، خمير آهك و افزودنيهايي ديگر مانند سريشم نجاري آن را كندگير مي‌كنند.

ملات گچ خالص براي قشر مياني سفيدكاري و اتصال قطعات گچي مناسب، است همچنين در بعضي موارد براي اندودهاي زودگير مانند اندود آستر سقفهاي كاذب به كار مي‌رود.

در قشر رويه سفيدكاري، ملات گچ خالص به كار مي‌رود و براي اينكه فرصت كافي براي كار كردن با آن وجود داشته باشد، هنگام گرفتن آن را ورز مي‌دهند تا بلورهاي سوزني شكل گچ مهلتي براي در هم رفتن پيدا نكنند و ملات يكپارچه گچ درست نشود. چنين ملاتي را ملات گچ كشته مي‌نامند.

گچ كشته در تماس با اجسام، سفيدي پس مي‌دهد و بسيار نرم است. وجود آهك نشكفته، آهك دو آتشه (سوخته) و منيزي سوخته در ملاتهاي گچ، سبب ايجاد آلوئك در اندودهاي گچي مي‌شود.

ملات گچي مرمري در اندودكاري نقاط مرطوب و مكانهايي كه نياز به شستشو دارند، به مصرف مي‌رسد.

ملات گچ و خاك

افزودن خاك رسي به گچ به مقادير زياد آن را كندگير و ارزان مي‌كند، معمولاً نسبت خاك رس به گچ از 1 به 2 تا 1 به 1 تغيير مي‌كند كه ملات اخيرالذكر به ملات گچ نيم و نيم معروف بوده و متداول‌تر است.

مصرف ملات گچ در طاق‌زني و تيغه‌سازي و قشر آستر اندودكاريهاي داخل ساختمان است. براي ساختن آن مخلوط گچ و خاك را به آهستگي در آب پاشيده به هم مي‌زنند.

ملات گچ و ماسه

از اختلاط گچ با ماسه ريزدانه ملات گچ و ماسه ساخته مي‌شود كه مي‌توان از آن به جاي ملات گچ و خاك براي زيرسازي اندودها در نقاطي كه ماسه بادي يا ساحلي يا رودخانه‌اي ريزدانه فراوان است، استفاده كرد. انواع ماسه ريزدانه و دانه‌بندي آنها در استاندارد 301 ايران آمده است، درشت‌ترين دانه در ماسه براي اين نوع ملات، 2 ميليمتر ذكر گرديده است.

ملات گچ و پرليت

از پرليت منبسط و گچ، ملات سبكي ساخته مي‌شود كه جاذب صوتي مناسب و عايق حرارتي خوبي است. اندود پرليت و گچ از نفوذ آتش به اسكلت فولادي و بتن فولادي ساختمانها جلوگيري نموده و خطر گسترش آتش را كاهش مي‌دهد.

ملات گچ و آهك

ملات گچ براي مناطق خشك مناسب است و آن را نمي‌توان در نقاطي كه رطوبت نسبي هوا از 60% تجاوز مي‌كند، مصرف كرد. براي اين نواحي ملات گچ و آهك مناسب‌تر است. افزودن 3 پيمانه خمير آهك به يك پيمانه گچ يا دو قسمت وزني گرد آهك شكفته به يك قسمت گچ، آن را كندگير كرده و براي قشر رويي مناسب مي‌سازد. براي مناطق مرطوب، ملات گچ و آهك مذكور مناسب‌تر است، زيرا پس از مدتي كه از مصرف آن گذشت، آهك با گرفتن گاز كربن از هوا به سنگ آهك تبديل مي‌شود كه جسمي سخت و در برابر آب و بخار پايدار است.

ملات ماسه سيمان

ماده چسباننده اين ملات، سيمان پرتلند و ماده پركننده آن، ماسه است. اين ملات از نوع آبي و داراي مقاومت خوبي به ويژه در سنين اوليه است. ملات ماسه سيمان جمع مي‌شود و در سطوح بزرگ و بندكشيها تركهاي ريز (مويي) و درشت برمي‌دارد. آب برف و باران بخصوص در موقع بوران[1] به داخل اندود سيماني و بندكشيها نفوذ كرده و حتي گاهي به داخل ساختمان سرايت مي‌كنند. براي زودگير كردن ملات سيماني هيچگاه نبايد به آن گچ افزوده شود، زيرا چنين ملات و اندودي پس از مدتي متلاشي مي‌شود. وجود خاك رس در ماسه ملات سبب مي‌شود كه دور دانه‌هاي ماسه، دوغابي از خاك رس درست شود و سيمان نتواند به خوبي به آن بچسبد. وجود برخي مواد آلي در ملات، باعث ديرگير شدن آن مي‌شود. مواد سولفاتي موجود در ماسه، آب يا آجر مصرفي، باعث از هم گسيختگي ملات و كار آجري مي‌شود. به اين علت ميزان مواد مضر نظير خاك رس، مواد آلي و سولفاتها در ملات محدود شده است. در مواقعي كه خطر حمله سولفاتها مطرح است، بايد از سيمان ضد سولفات نوع 2 يا 5 يا سيمان پوزولاني استفاده شود. گاهي اوقات براي مقابله با حمله ضعيف سولفاتها و سرما، توصيه مي‌شود عيار سيمان در ملات بيشتر اختيار شود، ولي بايد در نظر داشت كه هنگام نشست نامتعادل، كارهاي پرسيمان تركهاي بزرگتري برمي‌دارند، در حالي كه در ملاتهاي ضعيف تركها در تمام كار پخش شده و به صورت مويي ظاهر مي‌شوند. براي شمشه‌گيري ملاتهاي سيمان، هرگز نبايد از گچ استفاده كرد، زيرا اين دو ملات، به ويژه در صورت وجود رطوبت با يكديگر تركيب شده و متلاشي مي‌شوند


[1] باران يا برف توأم با باد، بوران ناميده مي‌شود.

ملاتهاي ماسه سيمان آهك (باتارد)

ملاتهاي ماسه سيمان با نسبتهاي مختلفي از سيمان و آهك و ماسه ساخته مي‌شوند كه متداول‌ترين آنها 6 : 1: 1 (يك حجم سيمان و يك حجم آهك و 6 حجم ماسه) و آب به مقدار كافي مي‌باشد. حجم ماده پركننده ملات، بايد حدود2 1/4 تا 3 برابر ماده چسباننده باشد و نمي‌تواند از اين حدود تجاوز كند، در صورت كمتر شدن، جمع‌شدگي و به دنبال آن ترك‌خوردگي اتفاق مي‌افتد و در صورت بيشتر شدن، كارآيي ملات كم مي‌شود. از سوي ديگر مقاومت ملاتهاي سيماني بيش از مقاديري است كه در كار بنايي لازم است. لذا براي اينكه با مصرف سيمان كمتر، كارآيي ملات كاهش نيابد، مي‌توان مقداري آهك جانشين سيمان نمود.

آهك علاوه بر تأمين كارآيي ملات سبب مي‌شود كه:

الف:  نفوذپذيري آب در ملات و اندود كم شود.

ب:   خميري بودن ملات بيشتر شده و از ترك‌خوردگي آن جلوگيري شود.

پ:   با خاك موجود در ماسه ملات تركيب شده و از اثر بد آن در ملات جلوگيري كند.

ت:   در مصرف سيمان صرفه‌جويي شود.

ث:   قابليت نگهداري آب ملات افزايش يافته و ملات كارپذيرتر شود.

ج:    ظرفيت حمل ماسه در ملات افزايش يابد.

       ملاتهاي ماسه، سيمان، آهك در ايران به باتارد مشهور هستند كه لفظي فرانسوي است. علاوه بر ملات باتارد 6 :1:1 (نسبتهاي حجمي سيمان به آهك به ماسه) از ملاتهاي 1:2:9 و 1:3:12 نيز مي‌توان در كارهاي كم اهميت‌تر استفاده كرد، ولي در هر حال نسبت جمع مواد چسباننده به ماده پركننده نبايد از  1/3 كمتر باشد. هرچه مقدار آهك در ملات باتارد زيادتر شود، قابليت آب‌نگهداري و كارآيي ملات افزايش مي‌يابد، ولي در مقابل، مقاومت فشاري آن كاهش پيدا مي‌كند. بسته به اينكه كدام يك از اين دو ويژگي ملات براي طراح حائز اهميت بيشتري باشد، ملات مورد نظر انتخاب مي‌شود. به اين ترتيب ملاحظه مي‌گردد كه نبايد تصور كنيم هرچه ملات قوي‌تر باشد، بهتر است.

ملات سيمان بنايي

سيمان بنايي محصولي است كه در كشورهاي صنعتي به مقدار زياد توليد شده و در كارهاي بنايي كه مقاومت زياد مورد نظر نيست، مصرف مي‌شود. سيمان بنايي از اختلاط سيمان پرتلند معمولي با جسم پركننده بي‌اثري (از نظر شيميايي) مانند گرد سنگ آهك و مواد افزودني حبابساز، مرطوب كننده و دافع آب به دست مي‌آيد. حداقل درصد سيمان پرتلند در كشورهاي مختلف متفاوت است، در كشور سوئد اين نسبت (40%) و در ايالات متحده و كانادا (50%) و در بريتانيا (75%) مي‌باشد. منظور اصلي از مصرف سيمان بنايي، دستيابي به خاصيت خميري بهتر، كارآيي و آب‌نگهداري بيشتر و كاهش جمع‌شدگي ملات است. اختلاط اين نوع ملات در كارهاي بزرگ، بهتر و ساده‌تر انجام مي‌شود. بعضي سيمانهاي بنايي آميخته‌اي از سيمان پرتلند، آهك مرده و مواد مضاف هستند. در ملات سيماني نيز مي‌توان به جاي آهك، سيمان بنايي افزود.

ملاتهاي سيمان ـ پوزولاني و آهك ـ پوزولاني

اين قبيل ملاتها داراي سابقه ديرينه هستند، به طور كلي مواد پوزولاني به موادي گفته مي‌شود كه به تنهايي خاصيت چسبندگي ندارند، ولي با آهك و با وجود آب در درجه حرارتهاي عادي تركيب شده و نوعي سيمان توليد مي‌كنند. نام پوزولان از خاكستر آتشفشاني بسيار فعالي كه از ناحيه‌اي واقع در ايتاليا به نام پوزولي استخراج مي‌گرديد، گرفته شده است. به جاي سيمان پرتلند مي‌توان از سيمانهايي كه از آسياب كردن مواد پوزولاني و اختلاط با سيمان پرتلند يا آهك شكفته ساخته مي‌شوند، استفاده كرد. اين ملاتها در برابر حمله مواد شيميايي بخصوص سولفاتها پايدار هستند. مواد پوزولاني يا طبيعي هستند مانند پوكه سنگها و كف سنگهاي آتشفشاني و خاك دياتومه، يا مصنوعي مانند سرباره كوره آهنگدازي و گرد آجر، نمونه‌اي از اين ملاتها از مخلوط كردن گرد آجر و آهك در كشورهاي شرقي، ساخته و مصرف مي‌شده است كه در ايران به نام سرخي و در هندوستان به اسم سوركي و در مصر به نام حمرا نامگذاري شده است. بعضي مواد پوزولاني در درجه حرارتهاي عادي فعال نيستند، ولي در اثر گرم كردن تا دمايي معين، فعال و براي تركيب با آهك و سيمان آماده مي‌شوند.

ملاتهاي سيمان ـ پوزولاني و آهك ـ پوزولاني، ديرگير بوده و داراي مقاومت چندان زيادي نيستند ولي براي مصرف در نقاطي كه احتمال حمله سولفاتها موجود باشد، مناسبند.

ملات ماسه آهك

ماده پركننده اين ملات، ماسه و ماده چسباننده آن، آهك است. ملات ماسه آهك ملاتي است هوايي و براي گرفتن و سفت و سخت شدن به دي اكسيد كربن موجود در هوا نياز دارد. اين ملات براي مصرف لاي جرز مناسب نيست، زيرا دي اكسيد كربن لازم نمي‌تواند به داخل آن نفوذ كند و فقط سطح رويي آن كربناتي مي‌شود، از اين رو ملات براي اندود سطوح مناسب است. اين ملات براي گرفتن و سخت شدن بايد مرطوب بماند، زيرا در غياب آب عمل كربناتي شدن انجام نمي‌شود، از اين رو ملاتهاي آهكي را بايد در مكانهاي مرطوب به كار برد و تا پايان مدت عمل آمدن نمناك نگاه داشت. چنانچه ملات ماسه آهك قدري خاك داشته باشد (اصطلاحاً ماسه كفي)، بهتر است، زيرا از تركيب خاك ماسه با آهك، همان طور كه در ملات گل آهك گفته شد، تركيبهايي ايجاد مي‌شود كه گاز كربن هوا در آنها دخالتي نداشته و به گرفتن ملات به صورت آبي كمك مي‌كند. وجود آهك نشكفته، آهك دو آتشه (سوخته) و منيزي سوخته در ملات، سبب شكفتن بعدي آنها و ايجاد آلوئك در ملاتهاي آهكي و باتارد مي‌شود. مشخصات و دانه‌بندي ماسه براي ملات سيماني در استاندارد 299 ايران درج شده است.

ملاتهاي قيري

ملات قير از 5000 سال قبل، در ساختمانهايي نظير برج بابل به كار رفته است. امروزه ملات ماسه آسفالت را براي قشر رويه پياده‌روسازيها، پوشش محافظ قشر نم‌بندي بامها، پر كردن درز قطعات بتني كف پاركينگها و پياده‌روها و مانند اينها مصرف مي‌كنند

برگرفته از مشخصات فني عمومي كارهاي ساختماني

 


 
سخنی چند با شما...
ساعت ٧:۳۱ ‎ب.ظ روز ٢٤ خرداد ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

با درود بیکران به شما بازدیدکننده عزیز...

 

قبل از هر چیز لازم می دانم از تمامی عزیزانی که بر بنده حقیر منت نهاده و با ارسال ایمیل یا پیام  نظرات ارزشمندشان را ابراز می نمایند کمال تشکر را داشته باشم.

بعد از انتشار سری جدید پکیج های مربوط به مهندسی عمران و نیز مجموعه محاسبات  مربوط به سوله  در این وبلاگ دوستان زیادی که این پکیج ها را تهیه کرده بودند از سراسر ایران با بنده تماس  گرفته و هرکدام نظرات ارزشمندی در این خصوص  ابراز نمودند.

عده زیادی از همین عزیزان در مورد مجموعه محاسبات سوله سوالات زیادی در مورد نصب جرثقیل بر روی سوله و ارائه یک مجموعه محاسبات  در همین راستا کرده بودند ! اینجانب به جهت کثرت و خواهش های دوستان در تلاشم تا مجموعه ای بی نظیر جهت نیل به این هدف و خواسته دوستان  تهیه نمایم .

در ادامه همانند گذشته منتظر نظرات و  پیشنهادات ارزشمند شما یاران گرامی به جهت بهبود و اصلاح کارهایم می باشم....

 

ALIZAD_SIAMAK@YAHOO.COM

 

 


 
اجرای پوشش های پله‌ها
ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳ خرداد ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

انواع پله‌ها

ـ پله‌هاي موزائيكي

اين نوع پله‌ها به دو صورت پيش‌ساخته و يا در جا به كار رفته و از دو قسمت تشكيل مي‌شوند:

الف:  قسمت زيرين كه از بتن رده 35C (عيار 400 كيلوگرم سيمان) باشد.

ب:   قشر رويي مانند قشر رويي موزائيك بوده  و در صورتي كه طول پله‌هاي بتني از يك متر بيشتر باشد، بايد در آن ميلگرد فولادي به كار رود. در ساختمانهاي عمومي و پر رفت و آمد، بايد لبه پله‌ها به نبشيهاي آهني (داراي شاخك در بتن) يا نبشي آلومينيومي آجدار مخصوص پله كه در بتن جاسازي و نصب شده و يا با پله ريخته مي‌شود، مجهز باشد. پله‌ها ممكن است با زاويه قائمه و يا با زاويه صاف و يا لبه‌دار ساخته شوند. براي جلوگيري از سر خوردن بخصوص در فضاي باز مي‌توان در كف پله چند شيار (چفت) ايجاد نمود. ممكن است بدين منظور از نوارهاي مخصوص استفاده شود. عرض كف پله و ارتفاع آن، بايد متناسب و برابر مشخصات معماري باشد. دستگاه نظارت در هر صورت، بايد زاويه، عرض، طول، ارتفاع، چگونگي قفل و بست و سوار شدن پله‌ها بر روي هم را مشخص و به پيمانكار ابلاغ نمايد.

ـ پله‌هاي سنگي

سنگهايي كه براي پله به كار مي‌رود، به شرح زير است:

الف:  سنگهاي يكپارچه كه دست‌تراش بوده و يا به وسيله ماشين تهيه مي‌شوند.

ب:   سنگهاي پلاك به ضخامت 2 تا 10 سانتيمتر شامل كف پله و سنگ قرنيز.

سنگهايي كه در فضاي باز و يا پر رفت و آمد به كار مي‌رود، بايد از نوع سخت و مقاوم بوده و كف پله‌ها تيشه‌اي يا كلنگي شود. در داخل و يا خارج ساختمان اگر كف پله تيشه‌اي نمي‌شود، بايد حداقل سه رديف شيار (چفت) در پله تعبيه شود تا مانع سر خوردن گردد و يا بدين منظور نوارهاي مخصوص، تهيه و چسبانده شود. سنگ پله (كف و قرنيز) مي‌تواند قائم، زاويه‌دار و يا لبه‌دار باشد كه در هر حال دستگاه نظارت بايد شكل و مشخصات آن را تعيين كند.

ـ ساير انواع پله

پله ممكن است از چوب، آهن، آلومينيوم و يا ساير مصالح بنايي نظير آجر ساخته شود، پله بايد در هر حال برابر نقشه و مشخصات اجرا گردد. بنا به دستور دستگاه نظارت مي‌توان براي پوشش كف از موكت، پلاستيك، چوب‌پنبه و مانند آن و براي نبش پله‌ها از نبشيهاي لاستيكي مخصوص پله كه با چسب مخصوص چسبانده مي‌شوند استفاده نمود.

نصب پله

الف:  زيرسازي و نصب پله

       در صورتي كه پله‌ها در طبقات باشد، نصب به چند طريق صورت مي‌گيرد. يكي آن كه طاق پله‌ها قبلاً با تيرچه و بلوك، تيرآهن و طاق ضربي و يا دال بتن‌آرمه اجرا شده باشد كه در آن صورت ديوار جانبي كنار طاق پله بين كف تا پاگرد يا بين دو پاگرد را بايد با ملات گچ و خاك يا ملات ماسه سيمان به ارتفاع حدود 50 سانتيمتر اندود نموده و سپس خط پله‌ها را روي آنها پياده و پس از كنترل، مبادرت به نصب پله‌ها نمود. اگر پله‌ها سيماني و موزائيكي پيش‌ساخته است، بايد مطابق ابعاد تعيين شده از سمت پايين به بالا نسبت به نصب آنها اقدام نمود، در اين حالت پله‌ها بايد طوري نصب شوند كه كف پله كمي به سمت جلو و حدود (1%) شيب داشته باشد. فضاي بين طاق و پله، بايد با ملات ماسه سيمان و بتن كاملاً پر شود. به هيچ‌وجه براي نصب پله در پشت كار، نبايد از گچ استفاده نمود. چنانچه براي نصب از گچ استفاده شده، بايد بعداً آن را كاملاً تميز و جمع‌آوري نمود.

       در صورتي كه از موزائيك درجا استفاده شود، بايد به نحوي كه در قسمت مصالح ذكر شده، ابتدا زيرسازي آن با بتن، انجام و سپس قشر رويي موزائيك شود. نصب نبشي و طرز سائيدن و صيقل دادن و بطانه كردن پله عيناً همان است كه در قسمت موزائيك شرح داده شده است. در صورتي كه از سنگ ريشه‌دار استفاده مي‌شود، نصب آن عيناً مطابق پله موزائيكي پيش‌ساخته خواهد بود.

       چنانچه كف و قرنيز پله از سنگ پلاك و تكيه‌گاه آن طاق ضربي باشد، پس از خط‌كشي پله روي ديوار، نصب از پايين به سمت بالا انجام مي‌شود. ابتدا قرنيز را كار گذاشته و پشت آن را با ملات ماسه سيمان (دوغاب) پر كرده و براي اينكه قرنيز جابه‌جا نشود، از كمي گچ در پاي آن استفاده مي‌كنيم، پس از گيرش ملات گچ، بايد به طور كامل جمع‌آوري و تميز شود. قرنيز پله بايد كاملاً قائم و تراز باشد. آنگاه سنگ كف پله روي ملات ماسه سيمان به ضخامت حداقل 3 سانتيمتر نصب مي‌شود. سنگ پله بايد كمي به جلو شيب داشته باشد، حدود (1%) و كاملاً روي ملات قرار گيرد. سنگ كف پله مي‌تواند حداكثر 3 سانتيمتر نسبت به سطح قرنيز خروجي داشته باشد. مي‌توان جلوي پله را گرد نمود كه تيزي آن برطرف شود و يا در سنگ 2 تا 3 چفت تعبيه نمود. در صورت لزوم بايد زير سنگ در قسمت خروجي، آبچكان تعبيه نمود. پله‌هاي بعدي به ترتيب اجرا و نصب خواهد شد. بهتر است سنگهاي كف پله يك تكه باشد و اگر دستگاه نظارت اشكالي در استفاده از دو يا چند تكه سنگ در كف پله نمي‌بيند، بايد به نحو متقضي نسبت به يكنواختي درزها عمل شود.

       در صورتي كه روي پله، پاركت، چوب‌كاري، كفپوش لاستيكي و يا پلاستيكي، موكت و مانند آن به كار مي‌رود، ابتدا بايد پله‌ها طبق خط‌كشي دقيقاً آجرچيني شده و سپس اندود ماسه سيمان شامل آستر و رويه اجرا شود و آنگاه پس از خشك شدن ملات، طبق دستورالعملهاي ذكر شده مبادرت به كفپوش شود.

       اگر پله به صورت بتن‌آرمه و همراه با دال اجرا مي‌گردد، در آن صورت پس از آرماتورگذاري و قالب‌بندي، بتن‌ريزي به صورت پله‌اي اجرا مي‌شود و بسته به اينكه روي بتن چه نوع پوششي اجرا مي‌شود، بايد پيش‌بينيهاي لازم به عمل آيد. در صورتي كه نصب پله در مكاني غير از طبقات و در فضاي باز يا سرپوشيده باشد، مي‌توان پله‌ها را از جنس موزائيك، سنگهاي ريشه‌دار و يا سنگ پلاك انتخاب نمود، در اين موارد دستورالعملهاي قبل لازم‌الاجرا است. براي كارگاهها و پله‌هاي فرار ساختمانها و مانند آن معمولاً از پله‌هاي فلزي مارپيچ و يا خطي استفاده مي‌نمايند كه بايد طبق نقشه و دستورات دستگاه نظارت اجرا گردد. براي اجراي پله‌هاي مارپيچ، پله‌هاي با اسكلت چوبي و يا نصب پلاكهاي سنگي روي اسكلت فلزي و مانند اينها، بايد مطابق نقشه و دستورات دستگاه نظارت اقدام نمود.

ب:   حفظ و مراقبت پله‌ها تا حصول مقاومت لازم

       ـ در مورد پله‌هاي بتن‌آرمه بايد برابر دستورالعملها، عمل شود و پس از كسب مقاومت لازم، بارگذاري و ساير عمليات صورت گيرد.

       ـ در صورتي كه پله موزائيكي پيش‌ساخته است، بايد پس از گذشت 28 روز مبادرت به حمل و نصب شود. پس از نصب حداقل تا 3 روز، نبايد روي پله‌ها رفت و آمد شود.

       ـ در مورد پله‌هاي موزائيكي درجا حداقل پس از گذشت 14 روز مي‌توان روي آن رفت و آمد نمود.

       ـ در مورد سنگهاي ريشه‌دار و يا سنگهاي پلاك حداقل پس از گذشت 3 روز از نصب، مي‌توان نسبت به جمع‌آوري مصالح اضافي و تميز كردن پله‌ها و بندكشي آنها اقدام نمود.

       ـ پله‌هاي تيشه‌كاري و يا كلنگي شده كه در فضاهاي باز و پر رفت و آمد واقع شده‌اند، هر چند سال يك بار و با از بين رفتن آثار تيشه، بايد مجدداً تيشه‌داري يا كلنگي شوند.

       ـ در تمامي موارد بايد برابر دستورالعملها نسبت به عمل‌آوري و مراقبت از پله‌ها در برابر سرما و گرما اقدام شود.

       ـ پله‌هاي فلزي را بعد از نصب، بايد كاملاً تميز و سمباده‌زني كرده و پس از پوشش با ضد زنگ، با رنگ روغني رنگ‌آميزي نمود. پله‌هاي فلزي نصب شده در فضاي باز، بايد هر سال رنگ‌آميزي شده و از زنگزدگي آنها جلوگيري شود.

       ـ پله‌ها بايد در برابر عوامل جوي از قبيل آفتاب و باران محافظت شوند و هر چند يك بار نسبت به بطانه‌كاري، روغن‌مالي و يا رنگ‌آميزي آنها اقدام شود.

       ـ پله‌هاي چوبي، پلاستيكي، لاستيكي و مانند آن، بايد برابر دستورالعملهاي مربوط مورد محافظت و مراقبت قرار گيرند.

برگرفته از مشخصات فني عمومي كارهاي ساختماني